زين الدين محمود واصفى

495

بدايع الوقايع ( فارسى )

مصراع ] : شاهبازى به شكار مگسى مىآيد پهلوان را به صحبت مراعات كرد . چون پهلوان به آن مجلس درآمد و جرعه‌اى نوش كرد ميرزا و مجلس او را فراموش كرد . بعد از لحظه‌اى امير عليشير را گمان شد كه پهلوان مست شده ، به خانهء خود رفته باشد . ميرزا نيز دغدغهء رفتن شد ، اجازت طلبيده رفت . ميرزا فرمودند كه : ( 95 a ) پهلوان عالم « 1 » فرصتى شد كه رفتند و از ايشان خبرى نيست . شخصى از اين معنى خبر داشت گفت : شاها پهلوان به صحبت طيفور رفته‌اند . ميرزا را بسى تفاوت كرد از چند جهت : يكى آنكه صحبت پيكى را بر صحبت وى ترجيح كرده ، ديگر آنكه رشك و غيرت عشق ميرزا را از جاى برداشت و به حال خود نگذاشت . فرمود كه : خسرو بيك را حاضر « 2 » ساختند [ كه ] بغچهء جامهء پيكى خود را با تمام مصالح حاضر ساخت . و جانى موله را گفت كه : اين را برداشته مىبرى و در پيش پهلوان مىمانى و مىگوئى كه اين را ميرزا به تو فرستاده . آن بغچه را پيش پهلوان آورد « 3 » . چون گشاد و جامه‌هاى پيكى ديد . مست بود ، هشيار گرديد . در خواب بود ، بيدار شد . گفت ، [ بيت ] : اللّه اللّه چه خطائى كردم * بر سر خود چه بلا آوردم « 4 » اما چاره چيست ؟ [ مصراع ] : ايش توشوبتور اى كونكل مردانه بول نيتماك كيراك پهلوان گفت : مقراضى حاضر ساختند و اهل مجلس را گفت از خانه

--> ( 1 ) - P : علم ، T : فرصتى دور كيم پهلوان عالم كيتى لار ( 2 ) - P ، B 2 : پيدا ، B : ندارد ( 3 ) - A ، C : نهاد ( 4 ) - T : چه بلاى كردم .